آرشیو اسفند ماه 1396

حرف های عاشقانه من

بهار آی بهار


"به به "به عید نوروز
 بهاریه شب و روز


رسیده فصل  پیک نیک
برید یه پارک نزدیک


سرسره ها و تابا
منتظرن بچه ها


فصل بهار که می شه
دیگه سرما نمیشه


نه کاپی شن نه کلاه
نه دستکشای راه راه


با یک لباس راحت
تو چمن و طبیعت


توپ بازی و تاب بازی
کنار جوی، آب بازی


بهاره آی بهاره  
به به چه کیفی داره

۱۴۳ ۱۳۹

دلم انگار یاد کسی افتاد


نه به چاهی ، نه به دام هوسی افتاده

دلم انگار فقط یاد کسی افتاده . . .

۱۵۶ ۱۶۴

دوستت دارم مادر

 
۱۷۷ ۱۴۸

می نویسم برای تو


می‌ نویسم تو
سنجاق می کنم روی قلبم،
و
 تپیدن آغاز می‌شود...!

۱۵۴ ۱۷۹

زمستان عاشقانه من


زمستان
فصل با طراوت
وزیبای است
کم تر از بهار نیست.
فصل سرد و ساده
با چهره ی گشاده
فصل مهربانی
با انگیزه ی سرشار.
ما سردی های زمستان را
با نفس های گرم تو
بهار خواهیم کرد…
زمستان فصل خواهش است
فصل جوشش است
کم تر از بهار نیست. …


۱۷۹ ۱۶۵

شعر باران


باران
بی شباهت با تو نیست..
می آید و
آرام آرام
تمام مرا با خود می برد..

دلم عجیب هوای تو را دارد..

ببار..
ببار و

کمی هم سهم من باش..!

۱۵۵ ۱۹۰