حرف دل من

حرف های عاشقانه من

برایم شعر بفرست

برایم شعر بفرست
حتی شعرهایی که عاشقان دیگرت
برای تو می‌گویند

می‌خواهم بدانم
دیگران که دچار تو می‌شوند
تا کجای شعر پیش می‌روند

تا کجای عشق
تا کجای جاده‌ای که من
در انتهای آن ایستاده‌ام


۱۱۰ ۸۹

دوباره دل

دوباره دل هوای با تو بودن کرده

نگو این دل دوری عشق باور کرده


۱۲۱ ۱۰۶

دستت را که میگیرم

دستت را که میگیرم

می دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !

میدانم ماندنی تراز نگاه تو چشمی نیست

برای خنـده هایم می خندی

برای گریه هایم شانه می شوی !

می دانم برای راست گفتن مستی نمی خواهی

پس همیشه درقلبم میمانی .


۱۱۶ ۹۳

غرق توام

به تو که خیره می شوم


جذر گرفتن خوب رویان عالم 


ساده ترین عمل است ...

۱۱۶ ۱۱۹

تو مرا فریاد کن

تو مرا فریاد کن ای هم نفس / این منم آواره ی فریاد تو

این فضا با بوی تو آغشته است / آسمانم پر شده از یاد تو


۱۰۷ ۱۲۰

در غم عشق

در غم عشق نبودیّ و محبت کردی

این هم از لطف شما بودو نمیدانستیم

من نکردم گله از عهد و وفاداری تو

عهد ما عهد جفا بودو نمیدانستیم

رنج بی عشقی و تنهایی و بی مهری یار

همه ی تقدیر خدا بودو نمیدانستیم . . .


۱۱۳ ۱۰۹

خنده ات

خنده ات طرح لطیفیست که دیدن دارد
ناز معشوق دل آزار خریدن دارد

فارغ از گلّه و گرگ است شبان عاشق
چشم سبز تو چو دشتی است! دویدن دارد

شاخه ای از سر دیوار به بیرون جسته
بوسه ات میوه ی سرخی است که چیدن دارد

۱۰۹ ۱۱۲

عاشقی

اگه عاشقی، سعی کن به عشقت برسی چون وقتی بره دیگه رفته.

 

 اگه عاشق نیستی پس تلاش نکن که طعمش رو بچشی.

چون تلخترین شیرینی روزگاره


۹۰ ۹۴

من و تو

من و تو از تبار بی کسانیم
در این غوغا چه کَس را کَس بدانیم
کسی نشنیده فریاد کمک را
کمک کن تا برای هم بمانیم


۱۰۰ ۸۳

دلم که گرفت ؟

دلت که گرفت دیگر منت زمین را نکش...

راه آسمان از است .. پر بکش

او همیشه آغوشش باز است

نگفته تورا می خواند

اگر هیچکس نیست خدا که هست

۷۷ ۷۵