بهار

حرف های عاشقانه من

بـهــــار مـــن!

۵۳ بازديد ۰ نظر

بـهــــار مـــن! بــپــذیــرم بــه شــعـر پـایـیــزی

غــزل غـــزل بــه فــدایت اگـرچــه ناچـیز است

هنــوز بــوی تـــو دارد هـــوای شــعــر و غـــزل

خوشـا که شعـر تو هـمـچون شکـوفه نوخیز است


مرا شکوفه بده ای بهار گل پرور

۳۱۱ بازديد ۰ نظر

مرا شگوفه بده ای بهار گل پرور

زجور دست زمستان ذلالتم بنگر

چراغ لاله سر راه من فروزان کن

که راه میکده گم کرده ام درین کشور

قسم به نر گس شهلا؛که چشم منتظرم

نجوید هیچ به جز سا قی و می و ساغر

بگو به شیخ اقا مت کند به صحن چمن

که پیش لاله و گل میشود ثواب دگر

بگو به محتسب شهر دره را بگذار

بکش پیا له ؛ که می میدهدز دوست خبر

مباش منتظر وعده های فردا یی

بگیر نقد و به نسیه امید خو یش مبر

چو یارو باده و گل با بهار همدم شد

بسوز شمع دل و نا له کن بسازای ظفر

جاده بهاری

۳۱۴ بازديد ۰ نظر

جاده ها

به نیت دیدنت

راهی شهرها می شوند

نمی یابندت، دور می شوند.

 کندویت کجاست

تا زنبورانم

از شکوفه گیلاست پر کنند.

سوزن بارانت کجاست

تا زخم زمستام را بدوزم.

من به بوی تو برخاستم

و از حرارت بیداری دارم کور می شوم.

 شادی هایت را

بر صورت من بریز فروردین من!

و اضافه هایش را

پست کن برای کسی که بهاری ندارد.

بهار آی بهار

۳۴۴ بازديد ۰ نظر

"به به "به عید نوروز
 بهاریه شب و روز


رسیده فصل  پیک نیک
برید یه پارک نزدیک


سرسره ها و تابا
منتظرن بچه ها


فصل بهار که می شه
دیگه سرما نمیشه


نه کاپی شن نه کلاه
نه دستکشای راه راه


با یک لباس راحت
تو چمن و طبیعت


توپ بازی و تاب بازی
کنار جوی، آب بازی


بهاره آی بهاره  
به به چه کیفی داره