کاش

حرف های عاشقانه من

او رفت....

او رفت و انتظارش باقیست
پشت قدمش عبور اشکم جاریست
ای کاش بداند که پس از او عمری
در خلوت من همیشه جایش خالیست


۲ ۰

تو می گذری...

تو می گذری…من می گذرم
تو از من – من از دل
تو می خندی…من می خندم
تو به من – من به روزگار
تو می گریزی…من می گریزم
تو از عشق – من از خاطره
تو می روی…من می روم
تو از اینجا – من ازاینجا
کاش می فهمیدی از اینجا ……. تا …… اینجا
چقدر فاصله است !



۱۱ ۷

دستی که به انتظار...

دستی که به انتظار دستانی بود

چشمی که نیازش لب خندانی بود

بیچاره ترین گدای این شهری که…

در پیرهنم عجب زمستانی بود

تا وقتی تو هستی که دستانم را بگیری،

آرزو میکنم هر روز زمین بخورم!

کاش تابستانها هم برفی بود !

۲۸ ۲۴

حرفی نیست...

حرفی نیست…

خودم سکوتت را معنی می کنم!

کاش می فهمیدی،

گــــــــــاهی….همین نگــــاه ســـــــــــــــــــردت…

روی زمستان را هم کم می کنـــــــــد


۲۴ ۳۲

کاش میشد؟

کاش میشد بچگی را زنده کرد
کودکی شد،کودکانه گریه کرد
شعر ” قهر قهر تا قیامت” را سرود
آن قیامت، که دمی بیش نبود
فاصله با کودکی هامان چه کرد ؟
کاش میشد ، بچگانه خنده کرد …


۶۷ ۶۴

کاش بودی ....

کاش بودی و دلم تنها نبود
تا اسیر غصه ی فردا نبود
کاش بودی تا برای قلب من
زندگی اینگونه بی معنا نبود


۱۰۳ ۱۰۸

عاشق شدم کاش بدونی ؟




۲۸۷ ۳۵۸