جاده بهاری

حرف های عاشقانه من

جاده بهاری

۱,۱۸۵ بازديد

جاده ها

به نیت دیدنت

راهی شهرها می شوند

نمی یابندت، دور می شوند.

 کندویت کجاست

تا زنبورانم

از شکوفه گیلاست پر کنند.

سوزن بارانت کجاست

تا زخم زمستام را بدوزم.

من به بوی تو برخاستم

و از حرارت بیداری دارم کور می شوم.

 شادی هایت را

بر صورت من بریز فروردین من!

و اضافه هایش را

پست کن برای کسی که بهاری ندارد.

تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در فارسی بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.