زمستانی

حرف های عاشقانه من

دستی که به انتظار...

۱۱۸ بازديد

دستی که به انتظار دستانی بود

چشمی که نیازش لب خندانی بود

بیچاره ترین گدای این شهری که…

در پیرهنم عجب زمستانی بود

تا وقتی تو هستی که دستانم را بگیری،

آرزو میکنم هر روز زمین بخورم!

کاش تابستانها هم برفی بود !

حرفی نیست...

۱۲۱ بازديد

حرفی نیست…

خودم سکوتت را معنی می کنم!

کاش می فهمیدی،

گــــــــــاهی….همین نگــــاه ســـــــــــــــــــردت…

روی زمستان را هم کم می کنـــــــــد


و بی تو لحظه ای ...

۱۲۶ بازديد
و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد
و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد
چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟
چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟


دارد برف می اید...

۱۳۴ بازديد
دارد برف می آید
در گوش دانه های برف نام تو را زمزمه خواهم کرد
تا برف زمستانی از شوق حضورت بهار را لمس کند