شکوفه

حرف های عاشقانه من

ای آنکه دوست دارمت اما ندارمت...

۲۰۷ بازديد

ای آنکه دوست دارمت اما ندارمت
بر سینه می فشارمت اما ندارمت

ای آسمان من که سراسر ستاره ای
تا صبح می شمارمت اما ندارمت

در عالم خیال خودم چون چراغ اشک
بر دیده می گذارمت اما ندارمت

می خواهم ای درخت بهشتی، درخت جان
در باغ دل بکارمت اما ندارمت

می خواهم ای شکوفه ترین مثل چتر گل
بر سر نگاه دارمت اما ندارمت


قرارمان همین بهار

۲۹۱ بازديد

قرارمان  همین بهار 

زیر شکوفه های شعر …!

آنجا که واژه ها

برای تو گل می کنند !

آنجا که حرف های زمین افتاده ام

دوباره سبز می شوند

وَ دست های عاشقمان

گره در کارِ سبزه ها می اندازند ؛

قرارمان زیرِ چشم های تو !

آنجا که شعر نم نم شروع می شود

فروردین دارد ...

۳۰۶ بازديد

فروردین دارد تمام می شود

اولین باران بهار را که نبوده ای

خودت را

به اولین شکوفه ی اردیبهشت برسان

می دانی که؛

اردیبهشت بی تو… بهشت نمی شود!

بـهــــار مـــن!

۳۹۴ بازديد

بـهــــار مـــن! بــپــذیــرم بــه شــعـر پـایـیــزی

غــزل غـــزل بــه فــدایت اگـرچــه ناچـیز است

هنــوز بــوی تـــو دارد هـــوای شــعــر و غـــزل

خوشـا که شعـر تو هـمـچون شکـوفه نوخیز است


مرا شکوفه بده ای بهار گل پرور

۶۴۶ بازديد

مرا شگوفه بده ای بهار گل پرور

زجور دست زمستان ذلالتم بنگر

چراغ لاله سر راه من فروزان کن

که راه میکده گم کرده ام درین کشور

قسم به نر گس شهلا؛که چشم منتظرم

نجوید هیچ به جز سا قی و می و ساغر

بگو به شیخ اقا مت کند به صحن چمن

که پیش لاله و گل میشود ثواب دگر

بگو به محتسب شهر دره را بگذار

بکش پیا له ؛ که می میدهدز دوست خبر

مباش منتظر وعده های فردا یی

بگیر نقد و به نسیه امید خو یش مبر

چو یارو باده و گل با بهار همدم شد

بسوز شمع دل و نا له کن بسازای ظفر