بهاره

حرف های عاشقانه من

چیزی از این بهار..

۳۲۹ بازديد

چیزی از این بهار در آغوشِ من کم است

تو نیستی و یکسره اُردی جهنم است…

قرارمان همین بهار

۳۴۷ بازديد

قرارمان  همین بهار 

زیر شکوفه های شعر …!

آنجا که واژه ها

برای تو گل می کنند !

آنجا که حرف های زمین افتاده ام

دوباره سبز می شوند

وَ دست های عاشقمان

گره در کارِ سبزه ها می اندازند ؛

قرارمان زیرِ چشم های تو !

آنجا که شعر نم نم شروع می شود

فروردین دارد ...

۳۶۴ بازديد

فروردین دارد تمام می شود

اولین باران بهار را که نبوده ای

خودت را

به اولین شکوفه ی اردیبهشت برسان

می دانی که؛

اردیبهشت بی تو… بهشت نمی شود!

هوا هوای بهار است

۵۳۴ بازديد
هوا ، هوای بهار است
و باده ، باده ی ناب 
به خنده خنده بنوشیم
جرعه جرعه شراب

بهار آمده...

۳۵۴ بازديد

بهــــار آمده اما هــوا هــوای تو نیست

مرا ببخش اگر این غزل برای تو نیست

بـــه شوق شــال و کلاه تـــو برف می آمد…

و سال هاست از این کوچه رد پای تو نیست

نسیم با هوس رخت های روی طناب

به رقص آمده و دامن رهای تـو نیست

کنــــار این همه مهمــــان چقـــــدر تنهایـــم!؟

میان این همه ناخوانده،کفش های تو نیست

بــــه دل نگیر اگـــر این روزهـــا کمی دو دلــــم

دلی کلافه که جای تو هست و جای تو نیست

به شیشه می خورد انگشت های باران …آه…

شبیه در زدن تــــو…ولـــــی صدای تـــو نیست

تــــو نیستی دل این چتــــر ،  وا نخــــواهد شد

غمی ست باران…وقتی هوا هوای تو نیست…!

بهار یعنی...

۴۰۰ بازديد

بهار یعنی

از پشتِ پنجره صدای گنجشک بیاید

صدای گل فروش های دوره گرد

صدای موسیقی، رقص، آواز…

بهار یعنی

همه ی این ها بیایند وُ

تو نیایی!

 

مرا شکوفه بده ای بهار گل پرور

۷۰۴ بازديد

مرا شگوفه بده ای بهار گل پرور

زجور دست زمستان ذلالتم بنگر

چراغ لاله سر راه من فروزان کن

که راه میکده گم کرده ام درین کشور

قسم به نر گس شهلا؛که چشم منتظرم

نجوید هیچ به جز سا قی و می و ساغر

بگو به شیخ اقا مت کند به صحن چمن

که پیش لاله و گل میشود ثواب دگر

بگو به محتسب شهر دره را بگذار

بکش پیا له ؛ که می میدهدز دوست خبر

مباش منتظر وعده های فردا یی

بگیر نقد و به نسیه امید خو یش مبر

چو یارو باده و گل با بهار همدم شد

بسوز شمع دل و نا له کن بسازای ظفر