وز

حرف های عاشقانه من

در آرزوی بوس...

در آرزوی بوس و کنارت مردم
وز حسرت لعل آبدارت مردم

قصه نکنم دراز کوتاه کنم
بازآ بازآ کز انتظارت مردم


برای خودم مردی شدم

برای خودم مردی شدم…

بی صدا گریه میکنم این روزا…

در سکوتی سخت…

ای دنیا مواظبم باش…

قلبم هنوز…

دخترونه میتپه…!


با او چه خوب می شود...


با او چه خوب می شود از حال خویش گفت
دریا که از اهالی این روزگار نیست

بسوز ای دل...


بسوز ای دل که تا خامی نیاید بوی دل از تو
کجا دیدی که بی‌ آتش کسی را بوی عود آمد؟!

پرواز مرغ جان نبود...


پرواز مرغ جان نبود جز به کوی تو
روزی که اتفاق پریدن در اوفتد

هر روز صبح که از خواب بیدار می شوم..

هر روز صبح که از خواب بیدار می شوم
تو را در کنار خودم می بینم، همسر جذاب و منحصر به فرد من
تو عزیز من هستی و من بی اندازه عاشقت هستم
تو برکت زندگی من هستی که از آسمان برایم فرستاده شدی
و من وفادارانه در کنارت می مانم و به تو عشق می ورزم


از روزی که تو را دیدم

از روزی که تو را دیدم
سطر و ستون
عمودی و افقی
تمام جدول ها
شده اند؛
هشت حرفی!

” دوست دارم”


روزش مهم نیست..

روزش مهم نیست،
همه چیز به خنده ى اول صبحت بستگى دارد…
کافیست بخندى،
تا تمام روز را در آسمان قدم بزنم
امتحان کن


کاش باران بودم..

کاش باران بودم
دقیقا می گذاشتم روزی
که ********رت را جا گذاشتی
می باریدم…

دلتنگم..

دلتنگم...
مثل خیلی از روزهای زندگانی ام.
این روزها هیچ کس شریک غم و دلتنگی آدمها نیست؛
تنها همدم تنهایی ها و بی کسی هایم، یک قلم و چند ورق کاغذ تا نخورده است.
اگر روزی کاغذهایم تمام شوند چه کنم؟!!!


nn