پنجشنبه ۰۳ مرداد ۹۸ ۱۱:۲۲
دیدم کوچه ی تنگیست که چراغش چشم است
چشم ما گوش بود و عقل ما حرف سرکوچه و بازار

- ۱۱,۸۴۹ بازديد
- ۰ ۰
- ۰ نظر




از روزی که تو را دیدم
سطر و ستون
عمودی و افقی
تمام جدول ها
شده اند؛
هشت حرفی!
” دوست دارم”

همیشه از همان ابتدای آشناییمان در هراس چنین روزی بودم و کابوس خداحافظی
را میدیدم اکنون شد آنچه نباید میشد
خداحافظ دلیل بودنم خداحافظ . .

چنان دل بسته ام کردی
که با چشم خودم دیدم
خودم میرفتم اما
سایه ام با من نمی آمد

درویشی را دیدم شتابان می دوید!
گفتم: درویش کجا؟کجا؟
گفت: مراسم عزا.
گفتم: مگر کسی مرده؟؟؟
آهی کشید و گفت: بلی (مهر و فا).

