آرشیو تیر ماه 1397

حرف های عاشقانه من

تو مرا فریاد کن

۲۴۰ بازديد ۰ نظر

تو مرا فریاد کن ای هم نفس / این منم آواره ی فریاد تو

این فضا با بوی تو آغشته است / آسمانم پر شده از یاد تو


در غم عشق

۲۳۳ بازديد ۰ نظر

در غم عشق نبودیّ و محبت کردی

این هم از لطف شما بودو نمیدانستیم

من نکردم گله از عهد و وفاداری تو

عهد ما عهد جفا بودو نمیدانستیم

رنج بی عشقی و تنهایی و بی مهری یار

همه ی تقدیر خدا بودو نمیدانستیم . . .


خنده ات

۲۳۵ بازديد ۰ نظر

خنده ات طرح لطیفیست که دیدن دارد
ناز معشوق دل آزار خریدن دارد

فارغ از گلّه و گرگ است شبان عاشق
چشم سبز تو چو دشتی است! دویدن دارد

شاخه ای از سر دیوار به بیرون جسته
بوسه ات میوه ی سرخی است که چیدن دارد

عاشقی

۲۴۰ بازديد ۰ نظر
اگه عاشقی، سعی کن به عشقت برسی چون وقتی بره دیگه رفته.

 

 اگه عاشق نیستی پس تلاش نکن که طعمش رو بچشی.

چون تلخترین شیرینی روزگاره


من و تو

۲۳۶ بازديد ۰ نظر
من و تو از تبار بی کسانیم
در این غوغا چه کَس را کَس بدانیم
کسی نشنیده فریاد کمک را
کمک کن تا برای هم بمانیم


دلم که گرفت ؟

۲۸۰ بازديد ۱ نظر

دلت که گرفت دیگر منت زمین را نکش...

راه آسمان از است .. پر بکش

او همیشه آغوشش باز است

نگفته تورا می خواند

اگر هیچکس نیست خدا که هست

بی نهایت دوستت دارم

۲۵۷ بازديد ۰ نظر

بی نهایت دوستت دارم ، اگر باور کنی
می توانی این سند را، ثبت در دفتر کنی

می توانی باورت را‌ ، از نگاهم بشنوی
یا بسوزانی به پای عشق و خاکستر کنی

شک نکن، ققنوسم و آتش، نمی سوزد مرا
بلکه از سوزاندنم، حال مرا بهتر کنی

امتحان عشق را، با نرخ جان ، پس می دهم
می توانی رد کنی، یا رتبه ی برتر کنی

آنچه می خواهی بکن ، اما مبادا عاقبت
غنچه ی نشکفته ی عشق مرا، پرپر کنی

باورت کردم که برحکم تو گردن می نهم
گرچه تبعیدم به شهر و کشوری دیگر کنی

در کنارت هستم و آنگونه جذبت می شوم
تا مرا هم مثل خود، مست می و ساغر کنی

چه فرقی؟

۲۷۲ بازديد ۲ نظر

چه فرقی دارد

تابستان یا پاییز

دردت به جانم

پیک های گمنام می گویند

در بلندای یکی از همین شب ها

عمیق ترین تنفس عشق

با غمزه ی نگاه تو

سیل اندوه را

از حافظه ی بی قرار

دور خواهد کرد

و در برهوت بی راه

راه را نشان خواهد داد.

ای مهربان من

۲۵۱ بازديد ۰ نظر
ای مهربان من
من دوست دارمت
چون سبزه های دشت، چون برگ سبز درختان نارون
معیارهای تازه ی زیبایی
با قامت بلند تو سنجیده می شود.
زیبایی عجیب تو معیار تازه ای ست،
با غربت غریب فراوانش مانند شعر من
ای شعر بی قرین!
ـ و این تفاخر از سر شوخی ست ـ
نازنین…


چنان دل بسته ام کردی

۲۵۳ بازديد ۰ نظر

چنان دل بسته ام کردی
که با چشم خودم دیدم

خودم میرفتم اما
سایه ام با من نمی آمد