بی صدا

حرف های عاشقانه من

برای خودم مردی شدم

برای خودم مردی شدم…

بی صدا گریه میکنم این روزا…

در سکوتی سخت…

ای دنیا مواظبم باش…

قلبم هنوز…

دخترونه میتپه…!


صدا کن مرا..

صدا کن مرا
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن می‌روید
در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف درمتن
ادراک یک کوچه تنهاترم
بیا تابرایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
و تنهایی من شبیخون حجم ترا پیش‌بینی نمی‌کرد
و خاصیت عشق این است…


چه رسم جالبی است...

چه رسم جالبی است !!!
محبتت را میگذارند پای احتیاجت …
صداقتت را میگذارند پای سادگیت …
سکوتت را میگذارند پای نفهمیت …
نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت …
و وفاداریت را پای بی کسیت …
و آنقدر تکرار میکنند که خودت باورت میشود که تنهایی و بیکس و محتاج !!!

امشب یک فانوس بیشتر...

امشب یک فانوس بیشتر

در انتظارت می‌ ایستم

امشب طوری عاشقانه

در انتظارت می‌ ایستم

که آنگاه خورشید به خود بیاید

و ببیند که چگونه تمامم را

در کنار اسکله‌ تنهایی‌ ام

بی صدا فدایت کرده‌ ام


فریاد بی صدا

فریاد بی صدا 
خاموشی ما حاصل بی دردی ما نیست 
خاموش از آنیم که یارای صدا نیست 
از رنگ رخم جلوه ی صد شکوه هویداست 
هر جا که سکوت است نشانی رضا نیست 

nn