جمعه ۲۰ دی ۹۸ ۱۳:۴۹
در آرزوی بوس و کنارت مردم
وز حسرت لعل آبدارت مردم
قصه نکنم دراز کوتاه کنم
بازآ بازآ کز انتظارت مردم
- ۱۱,۶۷۵ بازديد
- ۱ ۲
- ۰ نظر
در آرزوی بوس و کنارت مردم
وز حسرت لعل آبدارت مردم
قصه نکنم دراز کوتاه کنم
بازآ بازآ کز انتظارت مردم

امشب یک فانوس بیشتر
در انتظارت می ایستم
امشب طوری عاشقانه
در انتظارت می ایستم
که آنگاه خورشید به خود بیاید
و ببیند که چگونه تمامم را
در کنار اسکله تنهایی ام
بی صدا فدایت کرده ام

دستی که به انتظار دستانی بود
چشمی که نیازش لب خندانی بود
بیچاره ترین گدای این شهری که…
در پیرهنم عجب زمستانی بود
تا وقتی تو هستی که دستانم را بگیری،
آرزو میکنم هر روز زمین بخورم!
کاش تابستانها هم برفی بود !


روی دیوارا می نویسم تک تک خاطراتو
بدی هاتو می سوزونم می کشم خوبی هاتو
تا بدونی با تو زنده ام زندگی می کنم من
بی قرار توام چشم انتظار توام

در انتظار توام
در چنان هوایی بیا
که گریز از تو ممکن نباشد
..
تو
تمام تنهاییهایم را
از من گرفتهای
خیابانها
بی حضور تو
راههای آشکار
جهنماند


