روی

حرف های عاشقانه من

دیشب

دیشب
قلبم را در کاسه رویا گذاشتم
بردم کنا پنجره
ماه به من لبخند زد
از پنجره آمد به دام من افتاد
تمام اتاق،
خیس شد از اشک شوق
تنهایی ام را باد با خود برد!


تشبیه روی تو...


تشبیه روی تو نکنم من به آفتاب
کاین مدح آفتاب نه تعظیم شان توست

اگر میدانی که در دنیا کسی هست ....

اگر میدانی که در دنیا کسی هست که با دیدنش…
رنگ رخسارت تغییر می کند
و صدای قلبت ابرویت را به تاراج می برد…
مهم نیست که او مال تو باشد
مهم این است که فقط باشد…
زندگی کند…
لذت ببرد
و نفس بکشد…


می دانی...!!

می دانی … !؟ به رویت نیاوردم … !

از همان زمانی که جای ” تو ” به ” من ” گفتی : ” شما “

فهمیدم

پای ” او ” در میان است  . . .


تو میروی...

تو میروی…
اما بدان چیزی عوض نمی شود
پای ما تا ابد گیر است …
من و تو
شریک جرم یک مشت خاطره ایم

رو به روی پنجره دیوار که باشد...

رو به روی پنجره دیوار باشد بهتر استبین ما این فاصله “بسیار” باشد بهتر است

من به دنبال کس‍ی بودم که “دلسوزی” کند

همدمم این روزها سیگار باشد بهتر است

من نگفتم آنچه حلاج از تو دید و فاش کرد

سر نوشت “رازداری”، دار باشد بهتر است!

خانه ی بیچاره ای که سرنوشتش زلزله است

از همان روز نخست آوار باشد بهتر است

گاه نفرت حاصلش عشق است، این را درک کن

گاه اگر از تو دلم بیزار باشد بهتر است


کاش دفتر خاطراتم...

کـاش دفتـر خاطراتــم
چراغ جادو بود
تا هر وقت از سـرِ دلتنگــی
به رویش دست میکشیدم
تــو از درونش
با آرزوی من بیرون می آمدی


درویشی را دیدم...

درویشی را دیدم شتابان می دوید!

گفتم: درویش کجا؟کجا؟

گفت: مراسم عزا.

گفتم: مگر کسی مرده؟؟؟

آهی کشید و گفت: بلی (مهر و فا).


با من بگو...

با من بگو که همره من بدپیر می‌شوی
یا آنکه بین راه، ز من سیر می‌شوی؟

ای ماه دوردست من، ای ماهی گریز!
کی در میان برکه به زنجیر می‌شوی؟

چون چکه‌ای ز نور، در آیینه می‌چکی
آن‌گاه مثل آینه تکثیر می‌شوی

رویای صادقی که سرانجام می‌رسی
یک خواب عاشقانه که تعبیر می‌شوی

چین می‌خورد نگاه غم‌انگیز آینه
وقتی ز دست آینه دلگیر می‌شوی

می‌روید از کویر گلویم، گُلی کبود
وقتی شبیه بغض، گلوگیر می‌شوی

دست از فریب و فاصله بردار، خوبِ من
داری برای خوب شدن دیر می‌شوی


راه که میروی....

راه که میروی ، عقب می مانم

نه برای اینکه نخواهم با تو همقدم باشم

میخواهم پا جای پایت بگذارم و مواظبت باشم

میخواهم ردپایت را هیچ خیابانی در آغوش نکشد . . .

تو فقط برای منی !


nn