یه

حرف های عاشقانه من

برای خودم مردی شدم

برای خودم مردی شدم…

بی صدا گریه میکنم این روزا…

در سکوتی سخت…

ای دنیا مواظبم باش…

قلبم هنوز…

دخترونه میتپه…!


همیشه لازم نیست

همیشه لازم نیست !
با وسیله ای کسیو بکشی
گاهی یه خدافظی کافیه


تو را دوست می دارم.

تو را دوست می‌دارم
بی آنکه بدانم تو ضرورتِ منی
آب را که می‌نوشی
هوا را که می‌بلعی
نمی‌فهمی جیره‌بندی چه مکافاتی‌ست
تنها در نبودِ تو بود
که فهمیدم
دوست داشتنِ تو
مایه‌ی حیات من است…


تشبیه روی تو...


تشبیه روی تو نکنم من به آفتاب
کاین مدح آفتاب نه تعظیم شان توست

آسمان کشتی ارباب..

آسمان کِشتیِ ارباب هنر می‌شکند
تکیه آن بِه که بر این بحر معلّق نکنیم


و تو گفتی دوستت دارم

و تو گفتی دوستت دارم
بقیه اش را نمی دانم!
من سال هاست
که با آن لالایی کوتاهت
به خواب رفته ام …


همیشه در کنارت خواهم ماند

همیشه در کنارت خواهم ماند
در لحظات تلخ و شیرین
در گریه ها و خنده ها
تو تنها مردی هستی که آرزو دارم
بقیه زندگی ام را با تو شریک شوم
دوستت دارم

به خداحافظی تلخ تو....

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد

که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم

هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد


چنان دل بسته ام...

چنان دل بسته ام کردی
که با چشم خودم دیدم

خودم میرفتم اما
سایه ام با من نمی آمد

آهای سیزدتون بدر

آهای سیزدتون بدر
دشمناتون در به در
رفقاتون گل به سر
گرفتاریتون زود بدر
خوشیهاتون هزار برابر


nn