آرشیو بهمن ماه 1396

حرف های عاشقانه من

شعر عاشقانه یه عمر منتظر نشستم


یه عمره منتظر نشستم

دست گرمتو بذار تو دستم

پا به پای میام هرجا که خواستی

من گوهر یک دانه پرستم

چرخ می چرخه و شب نمی مونه

چی میشه فردا کسی چه می دونه؟

۲۱۱ ۲۰۱

شعر عاشقانه زندگی زیباست


 
۲۰۰ ۱۹۷

جغرافیای کوچک من بازوان توست

 
۲۱۲ ۲۰۸

شعر عاشقانه زلف یار


 زلف آن است

که بی شانه دل از جا ببرد


۲۰۳ ۱۸۴

به بعضی ها باس گفت



۲۲۴ ۲۳۱