آرشیو بهمن ماه 1396

حرف های عاشقانه من

شعر عاشقانه یه عمر منتظر نشستم


یه عمره منتظر نشستم

دست گرمتو بذار تو دستم

پا به پای میام هرجا که خواستی

من گوهر یک دانه پرستم

چرخ می چرخه و شب نمی مونه

چی میشه فردا کسی چه می دونه؟

۱۹۵ ۱۹۸

شعر عاشقانه زندگی زیباست


 
۱۸۳ ۱۸۸

جغرافیای کوچک من بازوان توست

 
۲۰۴ ۲۰۵

شعر عاشقانه زلف یار


 زلف آن است

که بی شانه دل از جا ببرد


۱۹۰ ۱۷۰

به بعضی ها باس گفت



۲۲۵ ۲۱۴