یاد

حرف های عاشقانه من

عشق...

عشـق
مساحت مشخصی ندارد
گاهی به اندازه
یک دل است وگاهی
به بزرگی یک دنیا
یادبگیریم
بادل کوچکمان یک دنیا
عـشـق بورزیم


تو که یادت نمیاید...

تو که یادت نمیاید

اما من خوب یادم هست

قرار بود

عاشقانه ترین صدای ساختمان از واحد ما بیاید،

وقتی تو فنجان قهوه ام را هم میزنی …


شادی داشتنت...

شادی داشتنت
شادی بغل کردن سازیست
که درست نمی شناسمش
درست می نوازمش
نت به نت
نفس در نفس

تو از همه جا شروع می شوی
و من هربار بداهه می نوازمت
از هر جای تنت
سبز آبی کبود من
لم بده ، رها کن خودت را
آب شو در آغوشم
مثل عطر یاس فراگیرم شو
بگذار یادت بگیرم


اگر نشانی ام را بپرسند...

اگر نشانی‌اَم‌ را بپُرسند،
می‌گویم‌:
تمام‌ِ پیاده‌روهای‌ جهان‌!
اگر گُذرنامه‌ بخواهند،
چشمان‌ِ تو را نشانشان‌ می‌دهم‌ !
می‌دانم‌ که‌ سفر کردن‌ به‌ دیارِ چشمانت‌،
حق‌ِ طبیعی‌ِ تمام‌ِ مَردُم‌ِ دُنیاست‌ !


با پای دل...

با پای دل قدم زدن آن هم در کنار تو

باشد که خستگی بشود شرمسار تو

در دفتر همیشگی من ثبت می‌ شود

این لحظه‌ ها عزیزترین یادگار تو


تا زنده ای...

تا زنده ای

در برابر کسی که

به خودت علاقه مند کردی

مسئولی!

مسئولی در برابر غم هایش

در برابر اشکهایش

در برابر تنهاییش

اگر روزی فراموش کردی

دنیا به یادت خواهد آورد!

تو مرا فریاد کن

تو مرا فریاد کن ای هم نفس / این منم آواره ی فریاد تو

این فضا با بوی تو آغشته است / آسمانم پر شده از یاد تو


این روزها ....

این روزها 

دلم اصرار دارد فریاد بزند!
اما من جلوی دهانش را میگیرم
وقتی میدانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد!


این روزها
من
خدای سکوت شده ام
خفقان گرفته ام !

تا آرامش اهالی دنیا خط خطی نشود

دوستی رو از زنبور یاد نگرفتم ؟

دوستی رو از زنبور یاد نگرفتم که وقتی از گلی

جدا میشه میره سراغ گل دیگه.....

بلکه دوستی رو از ماهی یاد گرفتم

که وقتی از آب جدا میشه می میره...


دلم انگار یاد کسی افتاد


نه به چاهی ، نه به دام هوسی افتاده

دلم انگار فقط یاد کسی افتاده . . .

nn