مساحت مشخصی ندارد
گاهی به اندازه
یک دل است وگاهی
به بزرگی یک دنیا
یادبگیریم
بادل کوچکمان یک دنیا
عـشـق بورزیم

- ۱۱,۷۹۵ بازديد
- ۱ ۲
- ۰ نظر

تو که یادت نمیاید
اما من خوب یادم هست
قرار بود
عاشقانه ترین صدای ساختمان از واحد ما بیاید،
وقتی تو فنجان قهوه ام را هم میزنی …

شادی داشتنت
شادی بغل کردن سازیست
که درست نمی شناسمش
درست می نوازمش
نت به نت
نفس در نفس
تو از همه جا شروع می شوی
و من هربار بداهه می نوازمت
از هر جای تنت
سبز آبی کبود من
لم بده ، رها کن خودت را
آب شو در آغوشم
مثل عطر یاس فراگیرم شو
بگذار یادت بگیرم


با پای دل قدم زدن آن هم در کنار تو
باشد که خستگی بشود شرمسار تو
در دفتر همیشگی من ثبت می شود
این لحظه ها عزیزترین یادگار تو

تا زنده ای
در برابر کسی که
به خودت علاقه مند کردی
مسئولی!
مسئولی در برابر غم هایش
در برابر اشکهایش
در برابر تنهاییش
اگر روزی فراموش کردی
دنیا به یادت خواهد آورد!

تو مرا فریاد کن ای هم نفس / این منم آواره ی فریاد تو
این فضا با بوی تو آغشته است / آسمانم پر شده از یاد تو

این روزها
دلم اصرار دارد فریاد بزند!
اما من جلوی دهانش را میگیرم
وقتی میدانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد!
این روزها
من
خدای سکوت شده ام
خفقان گرفته ام !
تا آرامش اهالی دنیا خط خطی نشود


نه به چاهی ، نه به دام هوسی افتاده
دلم انگار فقط یاد کسی افتاده . . .
