حرف دل من

حرف های عاشقانه من

کاش چون برگ خزان...

۹۵ بازديد
کاش چون برگ خزان رقص مرا
نیمه شب ماه تماشا می کرد
در دل باغچهٔ خانهٔ تو
شور من
وِلوِله برپا می کرد…


تشبیه روی تو...

۱۰۷ بازديد

تشبیه روی تو نکنم من به آفتاب
کاین مدح آفتاب نه تعظیم شان توست

دیده از اشک و دل...

۱۱۵ بازديد
دیده از اشک و دل از داغ و لب از آه پُر است ؛
عشق در هر گذری رنگ دگر می ریزد..


رفتی و ندیدی...

۱۰۷ بازديد
رفتی و ندیدی که چه محشر کردم
با اشکتمام کوچه را تر کردم
وقتی که شکست بغض تنهایی من
وابستگی ام را به تو باور کردم


دیدم کوچه...

۱۰۱ بازديد

دیدم کوچه ی تنگیست که چراغش چشم است
چشم ما گوش بود و عقل ما حرف سرکوچه و بازار

آسمان کشتی ارباب..

۱۱۵ بازديد
آسمان کِشتیِ ارباب هنر می‌شکند
تکیه آن بِه که بر این بحر معلّق نکنیم


بسوز ای دل...

۱۱۶ بازديد

بسوز ای دل که تا خامی نیاید بوی دل از تو
کجا دیدی که بی‌ آتش کسی را بوی عود آمد؟!

تا در ره عشق..

۱۱۲ بازديد

تا در ره عشق آشنای تو شدم
با صد غم و درد مبتلای تو شدم

لیلی‌وش من به حال زارم بنگر
مجنون زمانه از برای تو شدم


پرواز مرغ جان نبود...

۱۱۲ بازديد

پرواز مرغ جان نبود جز به کوی تو
روزی که اتفاق پریدن در اوفتد

ز کدام ره رسیدی..

۱۱۹ بازديد

ز کدام رَه رسیدی؟ زِ کدام در گذشتی؟
که ندیده دیده ناگه به درونِ دل فتادى؟